محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

474

مخزن الأدوية ( ط . ج )

سمندر به فتح سين و ميم و سكون نون و فتح دال و راى مهملتين . ماهيت آن : مهريارس گويد حيوانى است كه از آتش متضرر نمىگردد مانند ماهى كه از آب و به قدر عصفورى است و آتشى رنگ . مؤلف گويد شايد اصلى نداشته باشد . افعال و خواص آن : خوردن زهره آن مقدار يك دانگ با آب نخود و مطبوخ با شير تازه دوشيده جهت دفع سموم مشروبه و اكتحال دماغ آن با سرمه جهت نزول آب و حفظ بصر و طلاى خون آن مانع ازدياد وضح و مغير رنگ آن است . سمور به فتح اول و ضم ميم و سكون واو و راى مهمله . ماهيت آن : حيوانى است كه در تركستان به هم مىرسد شبيه به دلق و از آن سياه‌تر . طبيعت آن : بسيار گرم و خشك . افعال و خواص آن : در جميع افعال قوىتر از آن و پوشيدن پوستين آن گرمتر از سنجاب و حيوانات ديگر و جهت پيران و مبرود المزاجان مفيد و مسخن سينه و گرده و مقوى باه مرطوبين و ضماد پيه آن مسخن گرده و ذرور موى آن جهت تجفيف قروح نافع و پوستين آن زودتر از پوستين حيوانات ديگر فاسد مىگردد جهت آنكه دباغت آن كمتر است . سميرا به ضم سين و فتح ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح راى مهمله و الف . ماهيت آن : صاحب تحفه نوشته كه صاحب نجبه گويد قسمى از ماهيزهرج است و در ديار ربيعه به هم مىرسد و شبيه به كاسنى و به قدر يك قامت و برگ آن در غايت سبزى و اغبر و بيخ آن به قدر كزمازج و سم حيوانات است و ابن تلميذ گفته در جوزا به هم مىرسد و خوشه آن شبيه به فاس و سم حيوانات است . طبيعت آن : بغايت گرم . افعال و خواص آن : در اضمده امراض بارده مستعمل . سمين به فتح سين و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون به فارسى چربى و فربهى را نيز نامند . ماهيت آن : چربى است كه بر روى پرده شكم و ظاهر گوشت و روده و غير آن مىباشد از شحم ارطب و نرم‌تر . طبيعت آن : بغايت گرم و تر و ترى آن زياده از گرمى . افعال و خواص آن : قريب الفعل است به روغن تازه و سريع الهضم و ملين طبع و اعضا و سريع الاستحاله به صفرا و در صفراوى مزاجان و در مضرت مصلحات ادويه سميه ( بغايت ) « 1 » مانند روغن تازه است . فصل السين المهمله مع النون سنا مكّى به فتح سين و نون و الف گويند به هندى مهار نامند . ماهيت آن : برگ گياهى است حجازى ربيعى ساق آن اندك رخو و برگ آن باريك شبيه به برگ حنا و مورد و از برگ حنا بزرگ‌تر و ضخيم‌تر و از برگ مورد نازكتر و گل آن مايل به كبودى و دانه آن پهن و كوچك صنوبرى شكل مايل به درازى و اندك خميدگى و در غلافى شبيه به غلاف باقلا و پهن و بسيار نازكتر از آن و نوعى برگ آن عريض‌تر از آن و گل آن زرد و آن را به حجاز عشرق نامند و در تابستان به هم مىرسد و مستعمل برگ آن است كه سبز باشد و زرد و سياه و كهنه و فساد ناشده و از چوب و تخم و خاشاك پاك كرده باشند و قوّت آن تا هفت سال باقى مىماند و منبت آن حجاز است و در عظيم‌آباد از هند نيز قليلى به هم مىرسد و شاخ‌هاى آن درهم پيچيده و ليكن برگ آن كوچك و نازك و ضعيف العمل‌تر از مكى حجازى آن . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و در اول خشك . افعال و خواص آن : مسهل بلغم و سودا و صفرا و اخلاط سوخته و منقى دماغ و شديد الغوص به عمق بدن و مقوى آن و جالى جلد . * اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و غيرها * جهت صرع و شقيقه و جنون و صداع كهنه و درد پهلو و ضيق النفس و قولنج و عرق النسا و نقرس و تشنج عضل و داء الثعلب و داء الحيه و حكه و جرب و بثورهاى كهنه و شپش كه در بدن به هم رسيده باشد و جهت قتل ديدان و شقاق دست و پا و ساير امراض سوداوى و اوجاع مفاصل حاصل از بلغم و صفراى مخلوط با هم و جهت وسواس سوداوى بالعرض نيز و آشاميدن مطبوخ نيم اوقيه آن در دو اوقيه زيت الانفاق كه به نصف رسد جهت درد كمر و وركين و اخراج خليط خام از آن هر دو عضو و جهت بواسير و آشاميدن آب مطبوخ آن با ادويه مناسبه و گل سرخ جهت اخراج اخلاط مذكوره و با گل سرخ و شيره تازه دوشيده و شكر به دستور كه وزن سنا مكّى از دو مثقال تا چهار مثقال تا شش مثقال و گل سرخ از يك درم تا دو درم به حسب مزاج و مرض و شير گاو تازه دوشيده از ربع آثار هندى تا يك آثار باشد و سفوف كوبيده بيخته آن را با گل سرخ و شكر با شير تازه دوشيده نيز همان اثر

--> ( 1 ) . در ب موجود نيست .